ایل حیدرانلو و کور حسین پاشای حیدری
نوشته زیر بخشی از مصاحبه کمال سبحان داغ، نوه حسین پاشای حیدری، نویسنده و محقق تاریخ کردها، پیرامون ایل حیدرانلو و حسین پاشای حیدری با سایت "زمان کردی" می باشد که با توجه اهمیت آن، ترجمه نموده و در اختیار علاقمندان قرار دادم. (طاهر آگور)
ایل حیدرانلو
بطور کلی تمامی عشایر و قبایل کرد به دو دسته میلان و زیلان تقسیم می شوند. به عبارتی مل (Mil) و زیل (Zîl).
حیدرانلوها اصالتا ملی (میلان) می باشند. سکونتگاه اولیه آنها فارقین (سیلوان) از توابع استان دیاربکر ترکیه بوده و در سال 1600 میلادی به جهت حمایت و پشتیبانی از قیام عبدالحلیم روحایی از طرف عثمانی به مناطق سرحد کوچانیده شدند. بخشی از آنها وارد خاک ایران شده و در مناطق ماکو، چالدران و خوی ساکن شدند و تابستانها برای ییلاق به مناطق الداغ، الگز و قَرتَوین (Qertewîn) کوچ می کردند. در آرشیو عثمانی هنگام اشاره به ایلات کرد، از حیدرانلو بعنوان پرجمعیت ترین ایل نام برده می شود. حیدرانلوها در جنگهای ایران با شوروی و کورحسین پاشا با شوروی نقش مهمی ایفا کرده اند. امروز این عشیره در خاک ترکیه در مناطق پاتنوس، ارجیش، فلستان، ابخ و مرادیه و در ایران در مناطق ماکو، چالدران و خوی زندگی می کنند.
جایگاه کور حسین پاشا در تاریخ کردها
کور حسین پاشا رئیس عشیره حیدرانلو بود و در سال 1892 میلادی فرماندهی 4 هنگ حمیدیه را برعهده داشت و از همین روی حکومت به او درجه میرلیوایی عطا می کند. در تارخ کردها دو شخص با درجه میرلیوا وجود دارند: ابراهیم پاشای ملی و کور حسین پاشای حیدرانلو. میرلیوا همان ژنرال امروزیست. کور حسین پاشا بسیار قدرتمند بوده و طی نامه ای خطاب به سلطان عبدالحمید عثمانی چنین می نویسد: "من به همراه 4 هنگ خود و تمام مخارج و تدارکات آن تا مرز یونان تحت امر شما می باشم". در پی این نامه سلطان عبدالحمید از او با یک مدال قدردانی می کند. سال 1908 و پس از قدرت گرفتن حزب "اتحاد و ترقی"، کور حسین پاشا نیز همچون سایر فرماندهان حمیدیه مورد غضب آنها قرار گرفت و مدت کوتاهی زندانی شد. به خاطر عدم تسلیم شدن به حزب اتحاد و ترقی، راه ایران را در پیش میگیرد و وارد خاک ایران می شود. با عبدالرزاق بدرخان و اسماعیل خان سمکو ارتباط برقرار و با آنها به مذاکره و گفتگو می نشیند. از این رو امپراتوری عثمانی و بویژه حزب اتحاد و ترقی با حیله و تزویر او را مورد عفو قرار داده و فرا میخواند. او نیز پیرامون فرار و بازگشتش نامه ای خطاب به اتحاد و ترقی می نویسد.
پس از قیام شیخ سعید، همراه با خانوداه اش تبعید می شود. از تبعیدگاه به همراه فرزندانش گریخته و راه سوریه را در پیش میگیرد. هدفش پیوستن به قیام آرارت بوده و در نظر داشته که از راه خاک ایران به آرارات برود. از سوریه حرکت و به کردستان عراق می رود و نزد شیخ بارزانی مهمان می شود، سپس به راه افتاده و به اتفاق پسرش عبدالله و خواهرزاده اش احمد زرو در منطقه بارزان و در ناحیه پیران کشته می شوند.
برچسب:
نویسنده: نگار خوشنام